شناخت تدریجی 14 معصوم علیهم السلام

ولادت با سعادت حضرت رسول(ص)

مشهور بین علمای امامیه آن است که ولادت با سعادت آن حضرت در هفدهم ماه ربیع الاول بوده و علامه مجلسی ره نقل اجماع بر آن فرموده و اکثر علمای اهل تسنن در دوازدهم ماه مذکور ذکر نموده اند و شیخ کلینی و بعض افاضل علمای شیعه اختیار این قول فرموده اند.

مشهور آن است که ولادت آن حضرت نزدیک طلوع صبح جمعه آن روز در سالی بوده که اصحاب فیل، فیل آورند برای خراب کردن کعبه معظمه و ولادت شریف به مکه شد.

صبح آن روز که آن حضرت متولد شد هر بتی که در هر جای عالم بود بر رو افتاده بود و ایوان کسری بلرزید و چهارده کنگره آن افتاد و دریاچه ساوه که سالها آنرا می پرستیدند فرو رفت و خشک شد و وادی سماوه که سالها بود کسی آب در آن ندیده بود آب در آن جاری شد و آتشکده فارس که هزار سال خاموش نشده بود در آن شب خاموش شد و داناترین علمای مجوس در آن شب در خواب دید که شتر صعبی چند اسبان عربی را می کشند و از دجله گذشتند و داخل بلاد ایشان شدند و طاق کسری از میان شکست و دو حصه شد و آب دجله شکافته شد و در قصر او جاری گردید و نوری در آن شب از طرف حجاز ظاهر شد و در عالم منتشر گردید و پرواز کرد تا به مشرق رسید و تخت هر پادشاهی در آن صبح دگرگون شده بود و جمیع پادشاهان در آن روز لال بودند و سخن نمی توانستند گفت و علم کاهنان بر طرف شد و سحر ساحران باطل شد و هر کاهنی که بود میان او و همزادی که داشت که خبرها به او می گفت جدایی افتاد و قریش در میان عرب بزرگ شدند و ایشان را آل الله گفتند زیرا که ایشان در خانه خدا بودند.

آمنه علها السلام مادر آن حضرت گفت: والله چون پسرم بر زمین رسید دستها را بر زمین گذاشت و سر به سوی آسمان بلند کرد و به اطراف نظر کرد پس از او نوری ساطع شد که همه چیز را روشن کرد و به سبب آن نور قصرهای شام را دیدم و در میان آن روشنی صدایی شنیدم که قایلی می گفت که: زاییدی بهترین مردم را، پس او را محمد نام کن. 

از حضرت امیر المومنین علی علیه السلام روایت شده است که چون آن حضرت متولد شد بتها که بر کعبه گذاشته بودند همه بر رو درافتادند و چون شام شد این ندا از آسمان رسید که: جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا.

و جمله آن که جمیع دنیا در آن شب روشن شد و هر سنگ و کلوخی و درختی خندیدند و آن چه در آسمان ها و زمین ها بود تسبیح خدا گفتند و شیطان گریخت و می گفت: بهترین امتها و بهترین خلایق و گرامی ترین بندگان و بزرگترین عالمیان محمد است صلی الله علیه و آله.

منبع: منتهی الآمال

 

........................................

نسب شریف حضرت رسول(ص)

هو ابو القاسم محمد صلی الله علیه و آله ابن عبدالله بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف بن قصی بن کلاب بن مره بن کعب بن لوی بن غالب بن فهر بن مالک بن النضر بن کنانه بن خزیمه بن مدرکه بن الیاس بن مضربن نزاربن معدبن عدنان.

روایت شده است از حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله که فرمود: اذ بلغ نسبی الی عدنان فامسکوا.

بنابراین ما بالاتر از عدنان را ذکر نکردیم.

اجماع علمای امامیه منعقد گردیده است بر آن که پدر و مادر حضرت رسول صلی الله علیه و آله و جمیع اجداد و جدات آن حضرت تا آدم(ع) همه مسلمان بوده اند و نور آن حضرت در صلب و رحم مشرکی قرار نگرفته است، و شبهه در نسبت آن حضرت و آباء و امهات آن حضرت نبوده است و احادیث متواتره از طرق خاصه و عامه بر این مضامین دلالت دارد.

بلکه از احادیث متواتره ظاهر می شود که اجداد آن حضرت همه انبیاء و اوصیاء و حاملان دین خدا بوده اند و فرزندان اسمعیل که اجداد آن حضرتند اوصیای حضرت ابراهیم علیه السلام بوده اند و همیشه پادشاهی مکه و حجابت خانه کعبه و تعمیرات با ایشان بوده است و مرجع عامه خلق بوده اند و ملت ابراهیم علیه السلام در میان ایشان بوده است.

همانا عدنان پسر ادد است(به ضم الف) و نام مادرش بلهاء است. در ایام کودکی آثار رشد و شهامت از جبین مبارکش مطالعه می شد و کاهنین عهد و منجمین ایام می گفتند که از نسل وی شخصی پدید آید که جن و انس مطیع او شوند. عدنان را ده پسر بود، و آن نور روشن که از جبین عدنان درخشان بود از طلعت فرزندش معد طالع بود و این نور همایون بر وجود پیغمبر آخرالزمان دلیلی واضح بود که از صلبی به صلبی منتقل می شد. بالجمله تا عبدالله پدر بزرگوار حضرت رسول اکرم(ص)، چون ایشان(عبدالله) متولد شدند نور نبوی صلی الله علیه و آله که از دیدار هر یک از اجداد پیغمبر لامع بود از جبین او ساطع گشت و روز تا روز همی بالید تا رفتن و سخن گفتن توانست آن گاه آثار غریبه و علامات عجیبه مشاهده می فرمود چنان که روزی به خدمت پدر عرض کرد که هرگاه من به جانب بطحاء (نام محلی است) و کوه ثبیر سیر می کنم نوری از پشت من ساطع شده دو نیمه می شود یک نیم  به جانب مشرق و نیمی دیگر به سوی مغرب کشیده می شود آن گاه سر به هم گذاشته دایره گردد پس از آن مانند ابر پاره ای بر سر من سایه گسترد و از پس آن درهای آسمان گشوده شود و آن نور به فلک در رود و باز شده در پشت من جای کند و وقت گاه باشد که چون در سایه درخت خشکی جای کنم آن درخت سبز و خرم شود و چون بگذرم باز خشک شود و بسا باشد که چون بر زمین نشینم بانگی به گوش من رسد که ای حامل نور محمد صلی الله علیه و آله بر تو سلام باد. عبدالمطلب فرمود: ای فرزند، بشارت باد تو را، مرا امید آن است که پیغمبر آخر الزمان از صلب تو پدیدار شود.

منبع: منتهی الآمال

 

.......................

درباره آیه تطهیر

 

« انّما یُریدُ الله لیُذهب عنکُم الرّجس اهل البیت و یُطهّرکُم تطهیرا »

" سوره احزاب آیه 33 "


«خدا مى خواهد پليدى را از شما دور كند و شما را به كلى پاك دارد.»
اين آيه در اواخر عمر پر بركت پيامبر اكرم صلّى الله عليه و آله ، هنگامى كه آن حضرت در خانه امّ سلمه بود، نازل شد. پس از نزول اين آيه شريف، پيامبر اكرم صلّى الله عليه و آله ، على، فاطمه، حسن و حسين را دعوت فرمود و عباى خيبرى خود را بر آنها كشيد و فرمود: «بار خدايا! اينان اهل بيت من هستند».

امّ سلمه عرض كرد: يا رسول الله! آيا من از اهل بيت نيستم؟ پيامبرصلّى الله عليه و آله فرمود: «تو همسر من اى و بر نيكى هستى و اينان، اهل بيت من هستند. خدايا! اهل بيت من سزاوارترند.» و در روايت ديگرى، امّ سلمه عرض كرد: يا رسول الله! جايگاه من كجاست؟ و پيامبرصلّى الله عليه و آله پاسخ فرمود: «تو در خير و به سوى خير هستى.» و در روايت ديگرى آمده كه امّ سلمه گفت: آيا من از ايشان نيستم؟ و پيامبر صلّى الله عليه و آله فرمود: «تو بر نيكى هستى».

در روايت ديگرى آمده است كه امّ سلمه گفت: من عبا را كنار زدم تا همراه آنان زير آن قرار گيرم؛ ولى پيامبر آن را از دست من كشيد و فرمود: «تو بر خير و نيكى هستى».
احاديثى كه مستقيماً كلمه «اهل بيت» را در آيه مبارك تطهير ، به اصحاب كسا تفسير كرده اند، بيش از حدّ تواتر است. اين نصوص، مصداقهاى حقيقى «اهل بيت» را به گونه اى روشن كرده اند كه ديگر مجال كمترين شكّ و ترديدى براى محقّق منصف باقى    نمى ماند.
مضمون و سياق آيه كريمه تطهير نيز مؤيّد احاديثى است كه در شأن نزول
آن وارد شده و يا «اهل بيت» را به جمع خاصّى از نزديكان پيامبر اكرم صلّى الله عليه
و آله تفسير كرده اند.
سيره عملى پيامبر خدا در تفسير آيه تطهير ـ از هنگامى كه براى دفع احتمال ورود همسرانش تحت عنوان «اهل بيت»، مانع از ملحق شدن همسر بزرگوارش امّ سلمه به اصحاب كسا شد، تا هنگام مرگ ـ به گونه اى بود كه در زمان حيات آن حضرت، هيچ گونه اختلافى در مفهوم و مصداق اهل بيت وجود نداشت و جز گروه خاصّى از نزديكان
ايشان كه شايستگى هدايت و رهبرى امّت اسلامى را داشتند، كسى مدّعى اين عنوان نبود.
با درنگ در آنچه بدان اشاره شد و تفصيل آن ـ كه در متن اين كتاب خواهد آمد ـ روشن
مى گردد كه شكّ و ترديد در مفهوم و مصداق «اهل بيت» در آيه تطهير، فاقد هر گونه
ارزش علمى است. براساس اين آيه كريمه خداوند متعال از روى حكمت خود اراده فرموده است كه گروه مشخّصى از نزديكان پيامبرش از انواع پليدى هاى اعتقادى، اخلاقى و عملى مصونيت داشته باشند و از آنجا كه اراده ازلى حق تعالى از مراد جدا نيست، آشكارا مى توانيم نتيجه بگيريم كه اهل بيت پيامبر اسلام، همچون شخص آن حضرت از انواع پليدى ها پاك اند.
ويژگى طهارت مطلقه اعتقادى، اخلاقى و عملى، در رأس ويژگى ها، بلكه اساس
همه خصايصى است كه موجب شايستگى اهل بيت رسول خدا صلّى الله عليه و آله براى راهيابى ورهبرى امّت اسلام است و از همين رو، در بخش سوم اين كتاب گرانسنگ كه به بيان ويژگى هاى اهل بيت اختصاص دارد، به عنوان نخستين ويژگى ياد شده است.

منبع: یاسین مدیا

............................................

/ 0 نظر / 5 بازدید